تبليغاتX
هواداران موسوی اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

هواداران موسوی

رفسنجانی دورووو!!

سلام دوستان این رفسنجانی آشغال پشته میر حسین رو خالی کرده و اونو تنها گذاشته تناه کسایی که بعد از انتخابات همش گلوشون رو جر دادن که ما از حقمون دفاع میکنیم فقط سه نفر هنوز رو حرفشون موندن اونم خاتمی و کروبی و سید هستن واقعا که حتی خیلی از مردم هم مثله اونان و همه چیزو فراموش کردن همه تهمتا و توهینا تموم شد خاک تو سرتون!!!

این محمود کوچولو  هم که نشون داد به همه طرفداراش چقدر انسانه با خداییه اگه همه از جمله همین رفسنجانی دزد بودن چرا پس نشستی کناره دزد و دست دادی و کلی غلطای اضافی ... شماها(طرفدارای این خوشگله) زد تو دهنتون واضح گند زد به همتون یعنی دزدگیر اینا همه حرفای مفت شما احمقا خاک تو سر شماها احمقا که به اون اطمینان کردین و خودشون(البته دوستان ببخشید ولی اینقدر عصبیم که نمیتونم جایی جز اینجا اینا رو بگم به این احمقا شما که وضع منو میدونید)

خوبه حالا ما به این آقای پر مدعا اطمینان نکردیم ما فقط به این سید اطمینان داریم

فکر میکنه حالا که این رفسنجانی برگشته طرفه اونا پستشو اینجوری از دست نمیده بدبخت نمیدونه که بعد از اینکه سکه یه پولش کردن الانم دارن سرشو شیره میمالن و دوستانه ازش قدرتش رو میگیرن

اصلا به ما ربطی نداره به ما فقط سید ربط داره اما اینا رو گفتم که همه بدونن با چه کسایی داریم تو این مملکت زندگی میکنیم....

راستی بچه ها یکی به من بگه توی این اعترافات که داشت میگرفت یه شب نشون داد یکی داشت اعتراف علکی میکرد گفت یه نفر به اسم جمشید از لس آنجلس منو با حزب کموله(که سالهاست منقرض شده!!! راستش اینجا معلوم شد) آورد ایران من کاملا نفهمیدم بچه ها این جمشید آدم خاصی بود یعنی منظورش شخصیت خاصی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و گفت جمشید کرد یا نه؟؟؟؟؟؟؟

ممنون میشم یکی بهم این سوالا رو جواب بده

علی پشت و پناهتون برو بچه های  سبز اندیش

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 18:51  توسط یک هوادار  | 

خبر:::

سلام
شب گذشته ي راهپيمايي قدس در قم مردم در مقابل دفتر آیت الله صانعی با سر دادن شعار
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
آمادگی خود را برای حضور در راهپیمایی با شکوه روز جهانی سبز اعلام کردند
از دیگر شعار های امشب یا حسین میر حسین بود

يا علي

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 0:10  توسط یک هوادار  | 

خبری مهم

شمس‌الدین عیسایی از مدیران وزارت کشور دولت محمد خاتمی و از مسئولان ستاد میرحسین موسوی صبح روز شنبه بیستم تیر دستگیر شده است.

ماموران امنیتی به منزل آقای عیسایی رفته و وسایل شخصی وی از جمله کامپیوترش را نیز با خود برده‌اند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 16:37  توسط یک هوادار  | 

نوه‌ آیت‌الله خمیْنی ایران را ترک کرد

سیدحسن خمیْني، نوه‌ی پنجاه‌ساله‌ آیت‌الله خمیْني ایران را ترک کرد تا در جشن ریاست ‌جمهوري احمدي‌نژاد شرکت نکند.

او مخالفت خود را با برخورد خشونت‌آمیز و ستم‌گرایانه نظام با اعتراض‌های مردم به نتایج انتخابات نشان داده و بر آن است که این روش با خط امام و هدف انقلاب سازگار نیست. او می‌گوید دخالت سپاهیان و ارتشي‌ها در انتخابات و نظامي‌گری آن‌ها با روحیه و روش انتخابات هم‌خواني ندارد.

او حکومت کنوني را دیکتاتور‌ی روحانیون خوانده‌است که تلاش می‌کند همه‌ی آزادي‌ها و رفتارهای شهروندان را کنترول کند. او می‌گوید هدف انقلاب را خدشه‌دار کرده‌اند؛ برای نمونه، امام می‌خواست به زنان برای داشتن حجاب حق انتخاب بدهد. وی  می‌گوید هدف انقلاب آزادي و دموکراسي بود. ایران زمانی در جهان نیرومند می‌شود که مردم‌اش آزاد و مرفهْ باشند، نه با داشتن سلاح اتمي

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 16:32  توسط یک هوادار  | 

آخرین سخنرانی میرحسین موسوی: مشکلات نظام تازه برای مردم آشکار شد

همه مردم برای اطلاع رسانی به یکدیگر کمک کنند. این دولت از نظر مردم مشروعیت ندارد و مردم به آن اعتماد ندارند. مردم باید بتوانند در چارچوب قانون اعتراضات خود را نشان دهند، در غیر اینصورت ما به سمت تقابل های قومی، ملی، مذهبی و قبیله ای خواهیم رفت. پایگاه خبری تازه تاسیسی بنام "پارسینه" خلاصه ای از سخنان میرحسین موسوی، در دیداری که وی امروز (دوشنبه ۱۵ تیرماه، مصادف با تولید حضرت علی) در خانه خویش با شماری از دیدار کنندگان خود داشته منتشر کرده است. تا انتشار مشروح این سخنان و این دیدار، به نقل از سایت مذکور گزارش زیر را می خوانید:

در این انتخابات اتفاق بزرگ و عمیقی افتاد و کم شدن اعتراضات یا ساکت شدن آن، اصل قضیه را از بین نمی‌برد و من فکر می‌کنم که این حرکت معترضانه ادامه پیدا خواهد کرد. در این انتخابات، مشکلات نظام معلوم شد و خدا را شکر می‌کنم که این مشکلات خیلی زود خود را نشان داد.

در انتخابات، علیرغم قطع - سیستماتیک ارتباطات مردم- مردم به هم کمک و اطلاع‌ رسانی کردند و ایده‌ی هر شهروند یک ستاد را به خوبی اجرا کردند، بطوریکه در حال حاضر ستادی نیست ولی همه برای کمک و اطلاع ‌رسانی به یکدیگر وظایفی دارند که باید آنها را به خوبی انجام دهند.

اما درباره مشروعیت

مشروعیت دو نوع است؛ یک مشروعیت مشروعیتی است که برآمده از شرع است و نوع دیگر آن مشروعیت سیاسی است. وقتی دولتی در چارچوب قانون شکل نمی‌گیرد در نظر مردم مشروعیت ندارد و این مساله دولت را ضعیف می‌ کند و حتی به سمت خشونت علیه مردم سوق می‌دهد. در حال حاضر مشکل این دولت، مشروعیت سیاسی دولت است که دولت را با مشکلات جدی در زمینه‌های داخلی و سیاست خارجی مواجه می‌کند.

همه‌ی دولت‌ها تلاش می‌کنند که مشروعیت بالاتری داشته باشند ولی در این دولت مشروعیت به دلیل عدم اعتماد مردم، زیر سوال است و این مساله دولت را در باطن ضعیف می‌کند؛ حتی اگر ظاهر خود را حفظ کند.

تصمیم و تلاش دارم که با جمعی به صورت منظم و سامان یافته کار کنم و از اول هم عادت به کار فردی و تک ‌نفره نداشتم.

ما می‌گوییم دولت مشروعیت ندارد چون آرای مردم را ندارد. ما باید تلاش کنیم که از طریق حرکت در چارچوب قانون، اعتراض خود را نسبت به محتوای حرکت صورت گرفته نشان دهیم، وگرنه وضعیت ناخوشایندی در سطح جامعه خواهیم داشت و چه بسا مواجه شویم با این‌ که نیروهای ملی، مذهبی، قومی و قبیله‌ای در مقابل یکدیگر قرار گیرند. ما دائم اعتراض می‌کنیم به این‌که نظمی که شما از آن صحبت می‌کنید از محتوا خالی می‌شود و اعتماد مردم را از دست می‌دهید، در حالی که اعتماد مردم قوی‌ترین مولفه‌ی اقتدار کشور است .بنابراین ما هم‌چنان اعتراض و فعالیت سیاسی می‌کنیم.

وی با بیان این‌که اگر نظام نتواند راه‌هایی برای این رفتارها باز کند خود را در معرض ساختارشکنی قرار می دهد. اگر دولت نتواند علامت‌ها را ببیند و با جریانات کنار بیاید با ساختارهای نیرومند مردمی مواجه خواهد شد. در این صورت وضعیت کشور وضعیت سودمندی برای آینده نخواهد بود. حرکت من در داخل چارچوب‌های قانونی است. برای مثال شورای نگهبان باید بی‌طرف باشد ولی این شورا با همین وضعیت جانبدارانه حکم می‌دهد و ما به این حکم اعتراض می‌کنیم
 
منبع: پیک نت

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 16:25  توسط یک هوادار  | 

انقدر ناراحتم و هنوز باور نکردم که......

سلام دوستان آمدم یه خبری بدم و برم نمیخوام وقتتونو زیاد بگیرم من این چند روز نبودم به خاطر اینکه.......

چی بگم ...؟!! خدا خیرشون نده اون پستی که نوشتم با همه رفته بودیم راهپیمایی چندنفر با ما کتک کاری کردن و گفتم 2 نفر از ما(دختر خالم و پسر عمه ام) زخمی شدن الان خدا رو شکر دختر خالم حالش خیلی خوبه اما....

پسر عمه ام که به پهلوش تیر خورد حالش خیلی بد بود بیچاره همش 19 سالش بود دیگه نتونست دوووم بیاره و فوت کرد......(خدایا آخه چکار کرده بود به جز اینکه حق رو خواسته بود یعنی برای گرفتن حق باید آدما یبیگانه رو بکشن؟؟!)

عمه ام داره دیووونه میشه همین یه بچه رو داشت اونم این بیشرفا گرفتن....شوهر عمه ام هم  کلی بالا و پایین رفت تا کاری بکنن حداقل تو اخبار بگن اونم گرفتن زدن.......

الان مردم رو با این کار ساکت کردن؟؟ نه بابا اونا خانواده ی شهدا رو که همیشه از خودشون متنفر کردن......

یادتون نره اینجا هر شب الله اکبر میگن شما هم بگین هر جا که هستید.....

راستی بگم از این به بعد هم کمتر از قبل میام ببخشید دیگه.....

خدا پشت و پناهتون......

برای شادی روح پارسا(پسر عمه ام) و تمامی شهیدان این واقع یک صلوات بفرستید....

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 20:12  توسط یک هوادار  | 

بیانیه شماره 9 میر حسین موسوی


بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است. 
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
 امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.
- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
                                                                                                میر حسین موسوی
                                                                                                  


10/4/88

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 19:26  توسط یک هوادار  | 

پزشک ایرانی که در آخرین لحظات زندگی ندا آقا سلطان تلاش کرد جان او را نجات دهد :

دکتر آرش حجازی که در دانشگاهی در جنوب انگلستان مشغول به تحصیل است گفت که در روز حادثه (شنبه ۳۰ خرداد)، پس از مشاهده تیر خوردن ندا به کمک او شتافت.

او گفت با وجود تلاش هایی که برای جلوگیری از خون ریزی کرد، ندا در کم تر از یک دقیقه جان سپرد.

فیلم ویدیویی که از لحظه مرگ ندا گرفته شده بود در اینترنت و شبکه های تلویزیونی سراسر دنیا پخش شد و او را به یکی از نمادهای اعتراضات اخیر ایران تبدیل کرد.

این روزها معترضان به حوادث اخیر ایران در سراسر جهان عکس های ندا را به دست می گیرند.


آقای حجازی توصیف کرد که چگونه عده ای از حاضران در صحنه برای مدتی کوتاه دور فرد بسیجی مسلحی را که به نظر می رسیده شلیک کردن به ندا را انکار نمی کند گرفتند.

او گفت که پس از این اتفاق سه شب نخوابیده است و می خواهد افشاگری کند تا مرگ ندا بی ثمر نماند.

آقای حجازی مطمئن نیست که پس از صحبت کردن در مورد مرگ خانم آقا سلطان بتواند به ایران باز گردد.

او در مورد روز حادثه گفت: "سر و صدا را در خیابان شنیدیم و تصمیم گرفتیم برویم و ببینیم چه خبر است. خیابان خسروی را تا انتها رفتیم و رسیدیم به خیابان کارگر، جایی که مردم جمع شده بودند. مأموران پلیس ضد شورش حدود پنجاه متر پائین تر با موتورسیکلت هایشان ایستاده بودند و مردم را عقب می راندند. ناگهان گاز اشک آور به میان مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند".

آقای حجازی گفت که همزمان با پرتاب گاز اشک آور، مأموران هم با موتورسیکلت به سمت جمعیت حرکت کردند و جمعیت در طول خیابان خسروی شروع به دویدن کردند: "ندا هم در میان آنها بود".


او گفت در تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی جمعیت به تدریج متفرق می شدند و فقط چند نفر ایستاده بودند تا ببینند چه باید بکنند. "ناگهان صدای شلیکی شنیدیم. از دوستم که کنارم ایستاده بود پرسیدم که چی بود؟ گلوله بود؟ او گفت که می گویند گلوله های پلاستیکی می زنند. در همان لحظه من برگشتم و دیدم که خون از سینه ندا که در چند متری من ایستاده بود فواره می زند".

آقای حجازی همچنین به تلویزیون انگلیسی بی بی سی گفت که ابتدا گمان کرده که تیر اندازی از روی یک پشت بام انجام شده است. اما کمی بعد تظاهرات کنندگان را دیده است که مرد مسلح موتور سواری را گرفته اند.

"مردم فریاد می زدند "گرفتیمش، گرفتیمش". او را خلع سلاح کردند و کارت شناسایی اش را که نشان می داد عضو بسیج است، گرفتند. مردم خیلی عصبانی بودند و او فریاد می زد:" نمی خواستم بکشمش." مردم نمی دانستند با او باید چکاربکنند و گذاشتند که برود. اما کارت شناسایی اش را گرفتند. کسانی هستند که می دانند او کیست. چند نفر هم از او عکس گرفتند".

آقای حجازی گفت می داند صحبت کردن در مورد آنچه اتفاق افتاده است او را به مخاطره می اندازد.

" تصمیم سختی بود که بیرون بیایم و در مورد این موضوع صحبت کنم، اما ندا برای دلیلی مرد. او برای حقوق ابتدایی می جنگید... نمی خواهم که خونش بی ثمر ریخته شده باشد".

او افزود: "او در خیابان مرد که چیزی بگوید".

آقای حجازی گفت فکر نمی کند که الان بتواند به ایران باز گردد.

"آنها هرچه من می گویم را تقبیح خواهند کرد و اتهامات دیگری به من خواهند زد. من هیچ وقت در سیاست نبودم. به خاطر نگاه معصومی که در چشمهای ندا بود، موقعیت خود را در خطر انداختم".


آقای حجازی توصیف کرد که چگونه عده ای از حاضران در صحنه برای مدتی کوتاه دور فرد بسیجی مسلحی را که به نظر می رسیده شلیک کردن به ندا را انکار نمی کند گرفتند.

او گفت که پس از این اتفاق سه شب نخوابیده است و می خواهد افشاگری کند تا مرگ ندا بی ثمر نماند.

آقای حجازی مطمئن نیست که پس از صحبت کردن در مورد مرگ خانم آقا سلطان بتواند به ایران باز گردد.

او در مورد روز حادثه گفت: "سر و صدا را در خیابان شنیدیم و تصمیم گرفتیم برویم و ببینیم چه خبر است. خیابان خسروی را تا انتها رفتیم و رسیدیم به خیابان کارگر، جایی که مردم جمع شده بودند. مأموران پلیس ضد شورش حدود پنجاه متر پائین تر با موتورسیکلت هایشان ایستاده بودند و مردم را عقب می راندند. ناگهان گاز اشک آور به میان مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند".

آقای حجازی گفت که همزمان با پرتاب گاز اشک آور، مأموران هم با موتورسیکلت به سمت جمعیت حرکت کردند و جمعیت در طول خیابان خسروی شروع به دویدن کردند: "ندا هم در میان آنها بود".

او گفت در تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی جمعیت به تدریج متفرق می شدند و فقط چند نفر ایستاده بودند تا ببینند چه باید بکنند. "ناگهان صدای شلیکی شنیدیم. از دوستم که کنارم ایستاده بود پرسیدم که چی بود؟ گلوله بود؟ او گفت که می گویند گلوله های پلاستیکی می زنند. در همان لحظه من برگشتم و دیدم که خون از سینه ندا که در چند متری من ایستاده بود فواره می زند".

آقای حجازی همچنین به تلویزیون انگلیسی بی بی سی گفت که ابتدا گمان کرده که تیر اندازی از روی یک پشت بام انجام شده است. اما کمی بعد تظاهرات کنندگان را دیده است که مرد مسلح موتور سواری را گرفته اند.

"مردم فریاد می زدند "گرفتیمش، گرفتیمش". او را خلع سلاح کردند و کارت شناسایی اش را که نشان می داد عضو بسیج است، گرفتند. مردم خیلی عصبانی بودند و او فریاد می زد:" نمی خواستم بکشمش." مردم نمی دانستند با او باید چکاربکنند و گذاشتند که برود. اما کارت شناسایی اش را گرفتند. کسانی هستند که می دانند او کیست. چند نفر هم از او عکس گرفتند".

آقای حجازی گفت می داند صحبت کردن در مورد آنچه اتفاق افتاده است او را به مخاطره می اندازد.

" تصمیم سختی بود که بیرون بیایم و در مورد این موضوع صحبت کنم، اما ندا برای دلیلی مرد. او برای حقوق ابتدایی می جنگید... نمی خواهم که خونش بی ثمر ریخته شده باشد".

او افزود: "او در خیابان مرد که چیزی بگوید".

آقای حجازی گفت فکر نمی کند که الان بتواند به ایران باز گردد.

"آنها هرچه من می گویم را تقبیح خواهند کرد و اتهامات دیگری به من خواهند زد. من هیچ وقت در سیاست نبودم. به خاطر نگاه معصومی که در چشمهای ندا بود، موقعیت خود را در خطر انداختم".
+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 22:3  توسط یک هوادار  | 

ستاد موسوی: سیاست یک بام و دو هوا در صدور مجوز گردهمایی



دفتر میر حسین موسوی از شرایط وزارت کشور برای برگزاری گردهمایی های اعتراضی انتقاد کرده و یک تشکل اصلاح طلب دست اندرکاران انتخابات را عامل رخدادهای اخیر دانسته است.

دفتر ارتباطات مردمی میر حسین موسوی با انتشار بیانیه ای در سایت کلمه گفته است که وزارت کشور طی نامه ای به این دفتر، با استناد به مقررات موجود، بررسی و صدور مجوز برگزاری تجمع سراسری را به اعلام درخواست یک هفته پیش از برگزاری به صورت حضوری و با سپردن تعهداتی منوط کرده و وزارت کشور را به تبعیض در این زمینه متهم ساخته است.

در این بیانیه آمده است که این نامه در حالی ابلاغ شده که در هفته های گذشته، طرفداران محمود احمدی نژاد دو راهپیمایی و تجمع بزرگ در تهران برگزار کردند و سازمان صدا و سیما با تبلیغات گسترده و اعلام مسیرهای راهپیمایی، مردم را به شرکت در آنها تشویق می کرد.

دفتر ارتباطات مردمی میرحسین موسوی می نویسد "حال این سئوال بی پاسخ مانده است که وزارت کشور چگونه توانسته مجوز تجمع مذکور را در انطباق با مقررات مورد اشاره صادر کند؟"

در خاتمه این بیانیه که با عنوان "یک بام و دو هوای وزارت کشور ادامه دارد" منتشر شده آمده است که دفتر ارتباطات مردمی آقای موسوی کماکان دریافت مجوز برگزاری تجمع سراسری را پیگیری می کند.

از زمان آغاز تظاهرات اعتراضی نسبت به نتیجه اعلام شده انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران، مقامات دولتی تظاهرکنندگان را به دلیل نداشتن مجوز وزارت کشور برای این گردهمایی ها به قانون شکنی متهم کرده اند.

در طول این مدت، نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات در موارد متعدد از اقدام برای دریافت مجوز خبر داده اند که ظاهرا همواره با مخالفت وزارت کشور مواجه شده است.


دولت برای برگزاری گردهمایی معترضان مجوز صادر نکرده است

به گفته معترضان، دولت حتی از برگزاری مراسم مذهبی برای بزرگداشت کشته شدگان در جریان تظاهرات اخیر نیز جلوگیری کرده و محدودیت هایی را در مورد اجرای مراسم ترحیم و خاکسپاری آنان به اجرا گذاشته است.

دولت بازداشت تظاهرکنندگان و مقابله نیروهای انتظامی با آنان، که در مواردی بسیار خشونت آمیز گزارش شده، با این استدلال که مجوز قانونی برای گردهمایی ها صادر نشده توجیه کرده است.

آقای موسوی که نتیجه اعلام شده انتخابات را نشانه تقلب گسترده توسط نهادهای مسئول برگزاری انتخابات می داند در بیانیه ای که روز گذشته صادر کرد خواستار ادامه اعتراضات مسالمت آمیز به این نتیجه شده است.
درخواست شورای هماهنگی جبهه اصلاحات

همزمان، خبرگزاری کار ایران - ایلنا متن بیانیه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، از تشکل های اصلاح طلب جمهوری اسلامی را پیرامون رخدادهای بعد از انتخابات منتشر کرده است.

در این بیانیه آمده است که "ما با استناد به اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی و در راستای راهبرد مسالمت آمیز و عاری از خشونت خود، برای چندمین بار از وزارت کشور درخواست صدور مجوز قانونی برگزاری تجمع یا راهپیمایی می کنیم."

شورای هماهنگی ضمن تقدیر از آنچه که "حماسه بزرگ" شرکت مردم در انتخابات 22 خرداد خوانده نوشته است که عده ای بی اعتفاد به حقوق و موجودیت ملت، با آبروی جمهوری اسلامی بازی کردند و رای و اراده مردم را به سخره گرفتند.

این شورا در بیانیه خود ضمن حمایت از مواضع میرحسین موسوی، از "کارزار نابرابر کنونی" سخن می گوید و می افزاید که مانند آقای موسوی، به ایستادگی تا احقاق کامل حقوق تضییع شده مردم اعتقاد دارد و برای اعتراض مسالمت آمیز به نتیجه انتخابات، همچنان خواستار دریافت مجوز برگزاری گردهمایی است.

شورای هماهنگی اعلام می دارد که "ما تمامی دستگاه های مسئول در امر برگزاری انتخابات، از وزارت کشور و شورای نگهبان گرفته تا صدا و سیما را عامل رویدادهای فجیع و ناگوار اخیر می دانیم و از آنها می خواهیم به جای تهدید مکرر مردم و خط و نشان کشیدن برای شخصیت ها و احزاب سیاسی و فعالان فرهنگی و اجتماعی به ویژه دانشجویان و جوانان، دست از توهین به غرور ملی ایرانیان بردارند تا آرامش از دست رفته به مملکت بازگردد."

در همانحال، به نقل از سخنگوی شورای نگهبان گزارش شده که گفته است "هیچگونه تقلبی در انتخابات شکل نگرفته است."

به گزارش خبرگزاری کار ایران، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، به شبکه تلویزیونی پرس تی وی متعلق به دولت گفته است که براساس بررسی های شورا طی ده روز گذشته، به جز تخلف های کوچکی که عموما در هر دوره انتخابات دیده می شود هیچ انحراف عمده ای در انتخابات اخیر ریاست جمهوری دیده نشده است.

در مورد بیشتر بودن شمار رای دهندگان از واجدان شرایط رای دادن در چند حوزه رای گیری، آقای کدخدایی گفته است که این وضعیت در حوزه های مورد نظر منطقی است و دلیل بروز تقلب نمی شود و ضمنا افزوده است که شمار این قبیل حوزه ها به هفتاد مورد که برخی کاندیداها گفته بودند نمی رسد.

در خبری دیگر در مورد تحولات پس از انتخابات، سایت سحام نیوز اظهارات سعید رضوی فقیه، سخنگوی ستاد انتخاباتی مهدی کروبی، را نقل کرده که گفته است "قبل از انتخابات، ایشان [مهدی کروبی] به دفاع از اقلیت های قومی و دینی می پرداختند اما امروز خود تاوان طرح این مطالبات را پرداخت می کنند."
+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 21:21  توسط یک هوادار  | 

بيانيه شماره 8 مهندس موسوي : با ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي ر

مهندس میرحسین موسوی بیانیه شماره 8 خود که حاوی نکات مهمی درباره وارونه جلوه دادن واقعیت ها ، کوتاه نیامدن از استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده ، چگونگی ادامه یافتن اعتراض ها در عین حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش و ... است را در اختیار سایت «کلمه» قرار داد. متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

بسمه تعالي
مردم هوشيار و شريف ايران
طي روزهاي اخير صدا و سيما، خبرگزاريهاي دولتي، برخي روزنامه هاي دولتي و سايتهاي اينترنتي وابسته به دولت و روزنامه كيهان، بخش عمده اي از فضاي خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حين و پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتي كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشي كه در ايام اخير اتفاق افتاد مي پردازند بلكه مسئولان مستقيم و غيرمستقيم آن را كسي معرفي مي كنند كه تنها شما را در مسير احقاق حقي كه داشته ايد همراهي كرده است.

واقعيتي كه آنان بيهوده تلاش مي كنند ناديده انگارند آن است كه در اين انتخابات تقلبي بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به اين وضعيت به گونه اي غيرانساني مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمي و يا بازداشت شده اند. اگر با مسببين جنايت كوي دانشگاه در 18 تير 1378 به گونه اي مناسب و قانوني برخورد مي شد امروز شاهد تكرار آن فجايع در ابعادي وسيع تر و وارونه جلوه دادن واقعيتها به گونه اي جسورانه تر نبوديم.

همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتي كه متعلق به عموم مردم است در راستاي منافع گروهي خود بي پروا به دروغ گويي و پرونده سازي براي ديگران ادامه مي دهند و افعالي را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت مي دهند. آنان غافلند كه موسوي با اين ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي رود. آنچه در اين روزها رخ داد اصل نظام جمهوري اسلامي را كه ميراث امام بزرگوار و شهداي گرانقدرمان است هدف قرار داده و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتي اينگونه و تهديد به محاكمه از آن صرفنظر نمود.
من نه تنها از پاسخ گويي در برابر اين اتهامات واهمه اي ندارم بلكه آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند و اكنون كوشش مي كنند صحنه هايي را كه صدها شاهد و دهها تصوير آن را گواهي مي دهند به گونه اي ديگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كساني كه عملشان در راستاي ايجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعيف نظام و منافع بيگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخريب‌گريهاي عناصري نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگري و وابسته به بيگانه معرفي كنند؛ ولي حاضر نيستم به خاطر مصالح شخصي و هراس از اينگونه تهديدها از ايستادگي در سايه شجره سبز استي��اي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده است لحظه اي صرف‌نظر نمايم. از مجموع آراي ريخته شده در صندوقها تنها يك رأي متعلق به من است و شما به خوبي مي دانيد كه مشكل آنها با ميليونها رأيي است كه جوابي براي سرنوشت آنها ندارند.

باز هم از عموم ملت شريف ايران متواضعانه درخواست مي كنم با حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش، در دام بدخواهان كه كوشش مي كنند اين حركت گسترده اجتماعي را شورش و اغتشاش و وابسته به بيگانه قلمداد كنند، نيافتند و با زيركي و هوشياري كه ويژگي ممتاز شماست اين توطئه ها را مهار نمايند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعايت اصول و مباني نشأت گرفته از انقلاب اسلامي راهبرد اصلي است كه ضامن تداوم و دسترسي به اهداف شماست.
دشمن خارجي با همراهي ياران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات اين حركت عظيم خودجوش را به خوارج بيرون از نظام نسبت دهد و حتي الله اكبرهاي از دل برآمده شما را چون قرآنهاي سر نيزه معرفي كند. بر ماست كه با رفتار و گفتار خود اين توطئه شوم را خنثي نماييم.

برادر و خدمتگزار شما – ميرحسين موسوي
چهارم تیر 1388
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 21:40  توسط یک هوادار  |